تبليغاتX
ماهك كوچولو - خاطرات مهموني

چند روز پيش با ماهك رفته بوديم خونه يكي از دوستان.

اونها بچه ندارن . ماهك هم حسابي محاسن بچه داري رو نشونشون داد.

اول از همه رفت سراغ ميز وسط مبل و مجبور شدند همه وسايل روي ميز رو جمع كنند.

بعد هم با دستهاش اينقدر زد روي ميز كه كلي جاي دست موند روي شيشه ميز.




واسه ماهك عروسك آوردند تا خانم خانمها سرگرم بشه.ولي انگار با سايزش مشكل داشت.

با نگاهش ميگفت مامان اين هاپو خيلي بزرگه چه جوري بكنمش تو دهنم.


اينم يكم هاپو سواري!

اينجا بي خيال هاپو شد و مشغول خوردن طبل خودش شد.

بعد از اينكه شام ماهك رو بهش دادم واسه دخترم ماست كنگر آوردن با يه قاشق بزرگ.

اينقدر استقبال كرد و خوشش اومد كه اگه يه كم بين اين قاشق تا قاشق بعدي تاخير مي افتاد دعوامون ميكرد.



قربونت برم كه عين جوجه ها دهنت بازه و منتظري.



اينم يه نگاه دلبرانه به مامان يعني دعوام نكني !!!

بدون شرح!

اتبت


خلاصه فكر كنم اون بيچاره ها بعد از رفتن ما كلي وسيله رو به جاي اولش برگردوندند وكلي تميز كاري كردند كه همينجا ازشون عذر ميخواهيم و از مهمون نوازيشون ممنونيم.ان شااله وقتي ني ني دار شدن جبران كنيم.

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 11:28  توسط ماهک | 
 

glitter-graphics.com بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران example: بهترین و زیباترین کدهای جاوا اسکریپت به همراه آزمایش آن کد  width=