تبليغاتX
ماهك كوچولو
سلام دوستهای عزیز

مژده بدین مژده.بالاخره انتظار به سر رسید و با کلی دنگ و فنگ مرواریدهای جوجه مامان در اومدند. 

دقیقا روز هشتم اردیبهشت وقتی داشت واسمون آواز میخوند متوجه شدم که لثه اش یه شکاف کوچولو پیدا کرده.دست زدم. دیدم بله.از خوشحالی بال در اوردم.اینقدر چلوندمش تا دلم خنک شد.

آخه طفلکی این هفته آخر خیلی اذیت شد .کلی تب و شب نخوابی وکلافگی و....

حتی بعد از دو روز تب بدنش یه چیزای قرمزی ریخت بیرون که مشکوک به سرخک بود .ولی پزشک اطفال که دیدش گفت نه ،سرخک نیست و خیالمون راحت شد.

جوجه کوچولو در تمام این مدت با صبوری این حال و اوضاع رو تحمل میکرد و کلی قیافه اش مظلوم شده بود.الهی قربون این صبوریت برم که به مامانت برده.

از روی ماهک جونم شرمنده ام که اینقدر دیر به دیر وبلاگش رو آپ میکنم.مخصوصا این بارکه این اتفاق مهم پیش اومده.

البته نا گفته نماند که عکس گرفتن از این وروجک شیطون بلا خیلی سخته.اینقدر تکون میخوره که اکثر عکسها تار میشه. هر چقدر با سیستم های دوربین ور رفتم نتونستم اون حالتی  که از چیزای در حال حرکت عکس واضح میگیره رو فعال کنم.دوربینم سونی هست.اگه میتونید لطفا راهنماییم کنید.

اما عکسهای اردیبهشت ماهک طلا

همونطور که در عکس مشاهده میکنید دخترم به مطالعه علاقه عجیبی داره .یکجوری این کتابهاشو میخونه که انگار امتحان داره(مثل باباش!)البته  خوردن تنقلات هنگام مطالعه رو هم دوست داره. حتی اگه پوست خیار باشه.

 

یادم رفته که بهتون بگم یه مدتیه تا به ماهک میگیم موش بشو.موش میشه.ببینید موش موشک من چه شیرین کاریها بلده!

 

 اینم یه موش عصبانی!

 

 این موش کوچولو تازگیها به پسونک خیلی علاقه پیدا کرده. و فکر کنم حالا که بزرگ شده داره پسونکی میشه.

 

 اینجا پسونک رو ازش گرفتم.ببینید چه ها که نمیکنه.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 پسونک رو بهش پس دادم که هیچ!یه معذرت هم ازش خواستم.فرزند سالاریه دیگه.!!!!

 

وای ببینید پشت سر باباش چه گریه ای میکنه.خاله ندا (مامان ارمغان)معتقده که این اخلاق آرومش هم به مامانش برده! 

 ماهک میگی؟بگو مغز متفکر.از حالا علاقه زیادی به شطرنج و تخته داره.برای همین میشینه رو جعبه شطرنج.بعد شکمش رو تکون میده.میگه:اه(با کسره)! یعنی هلم بده.عمو کیوان بیچاره یه بار یکساعت داشت دختر رو هل میداد.عمو کیوان دستت درد نکنه.!

 گفتم که فرزند سالاریه.!داره دعوامون میکنه.

 

 اینجا خوشحاله. داره دس دسی میکنه.وای خدا دندون واسمون نمونده.

 

 نمیدونم چرا بچه های این دوره زمونه از حالا اینقدر تلفن دوست دارن؟گمونم فهمیدن که عصر ارتباطاته.

جوجه تا گوشی میبینه اعم از بیسیم. باسیم .موبایل.راستکی .اسباب بازی.الو میکنه.اگه هم هیچ کدوم در دسترس نباشه و بگیم الو کن فوری دستشو میاره سمت گوشش و الو میکنه.از دست این خانم توی خونه کسی جرات نداره با تلفن صحبت کنه.اشکی میریزه که گوشی رو بدین به من.

 

 اینم ارمغان گلی دوست جون ماهک.

 شیرین کاریهای جدید.کشو ها و کمدها آرامش ندارن .

اینجا رفته سروقت میز تعویضش.فعلاُ به همین عطرش بسنده کرده.

بهش میگم:" اَیه .بده به مامان."

میگه:" نمیدم

 

 

 

 خب دوستهای عزیز دیدین چقدر دستمون پر بود.؟راستی ماشااله یادتون نره.

تا بعد.....بدرود

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 9:38  توسط ماهک | 
 

glitter-graphics.com بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران example: بهترین و زیباترین کدهای جاوا اسکریپت به همراه آزمایش آن کد  width=